نویسنده: مسکین یار

به پاسخ این پرسش با ارائه مقدمه مختصر پرداخته میشود :

بر اساس مستندات وشواهد تاریخی این خاندان بحیث یک پروژه استخباراتی کشور بریتانیا بمنظور توسعه حاکمیت استعماری خویش در رقابت با کشوراتحادشوروی عرض وجود نمود . این خانواده بحیث مهره های استخباراتی بخاطر حفظ منافع شان در نقش یک خانواده سید وروحانی به دستوردستگاهی استخبارات انگلیس که درکشور ایران کاملآ حاکم بودند درهمکاری با حاکمان قدرتمند دولت مرکزی درشمال و مرکزکشور جابجا گردیدند . آنها آهسته آهسته با ارزیابی از خصوصیات بافت ها، ساختارو وضیعت عقبمانی فرهنگی و بیسوادی جامعه هزاره های اسماعیلی استفاده نموده بحیث رهبران مذهبی به فعالیت ادامه دادند. اما دراین موقع بدلیل اختلافات درونی خانوادگی ومنازعات  قدرتمندان و حاکمان دولتی بمنظور رسیدن به قدرت در کشور بحران سیاسی ، امنیتی ، اجتماعی واقتصادی به اوج خود رسیده بود، همچنان بدلیل ناتوانی وضعف حاکمیت دولت مرکزی، اداره حکومت های محلی به شیوه ملکوالطوایفی توسط افراد زورمند محلی درهرگوشه وکنار کشور کنترول ادارات را بدست داشتند. که ازجمله خاندان کیانی با استفاده ازفرصت ایجاد حکومت محلی را با گرفتن مسؤلیت امور سیاسی فعالیت های نظامی خویش را برای تحکیم وحفظ پایه های قدرت دولتی وخانوادگی خویش درهمکاری با دولت مرکزی درمحلات هزاره نشین درصفحات شمال ومرکز ظالمانه برقرار و ادامه دادند.  با تعقیب سیاست (تفریقه بی انداز وحکومت کن . ) عمدآ وعملآ از تمام شیوه های بحران سازی در درون جامعه هزاره های اسماعیلی با اقوام دیگر وتفریقه افگنی در جهت تضعیف وحدت اقوام در محلات در تلاش کنترول و اداره مردم بودند. آنها با بهره گیری از موجودیت فقر، بیچارگی وبیسوادی مردم مظلوم استفاده اعظمی نموده سربازگیری نموده و با ایجاد فضای بحرانی ونا امنی جهت حفظ منافع باداران خویش وسؤ استفاده از وضعیت موجود صد ها انسان بی دفاع هزاره های اسماعیلی را با فشارهای مضاعف ملی ومذهبی درجنگ های نامشروع به کام مرگ میبردند.

 باتسلط این خاندان ظالم وستمگر که با استفاده از تمام ابزار قدرت بالای سرنوشت مردم  حاکم شدند، ازهمه شیوه های نامشروع و همه امکانات دولت مرکزی درسرکوبی فعالین و نخبگان جامعه که دست به ایستادگی ومقاومت میزدند، کار می گرفتند.

کیانیها – نادری ها بمنظور حفظ منافع خانوادگی شان درهمکاری با پلان و برنامه دولت مرکزی با طرح سیاست های استفاده جویانه نامشروع ، مسئولیت گریزی از انجام هرگونه اعمال توطیه گرانه و جنایتکارانه با طرح پالیسی های سرکوب گرانه فعالین جامعه وکسب ثروت بیشتر دست به نهاد سازی ها زدند ودر تبانی با دوستان وهمکاران داخل دستگاه دولتی وبطورخاص دستگاه استخبارات وپولیس صلاحیت های بیشتری را به آنها واگذار نمودند و در تفاهم با حاکمان فاسد دولت مرکزی ومحلی پایه های قدرت خویش را دربین دولت وجامعه تحکیم بخشیدند که در نهایت این خاندان به یک اژدها و غول قدرت وثروت غیر قابل مهار تبدیل شد.  آنها با استفاده ازهمه انواع سازش ها، تعاملات ، معاملات نامشروع در تطمیع افراد قدرتمند و زورمند اقوام مختلف دسترسی کامل پیدا کردند . عملآ نهاد های مختلف را تحت عناوین مختلف مسؤلیت ها را درهمه بخش های مهم سیاسی ، امنیتی، اجتماعی و اقتصادی وفرهنگی تقسیم نمودند تا بتوانند با مهارت کامل هر گونه مسؤلیت را از دوش خانواده خویش بردارند .

اما بی خبر از اینکه عمر هر ظالم وستمگر طولانی نبوده و با توجه به ضعف ونقص که درسیاست گذاری این خانواده با سیاست انحصار طلبی ، تمامیت خواهی وقدرت طلبی خویش درمخالفت با ایجاد نهاد های تعلیمی وتحصیلی ، جلو گیری از رشد علم ودانش ، جامعه هزاره های اسماعیلی موازی با رشد وانکشاف جوامع دیگر با درک حقوق اساسی خویش از برنامه های نامشروع  این خاندان آگاهی پیدا کردند . ولی با وجود فقر سواد و دانش ، فقر اقتصادی وفرهنگی جامعه  که غرق در بدبختی ها ،جهالت وبحران قرار داشت . تعداد از افراد مبارز دست به مقاومت زدند. با اتکآ به این دلایل  ودلایل دیگر جامعه با تحولات وتغییرات عمیق سیاسی ، اجتماعی  عقیدتی وفرهنگی داخل مرحله جدید گردید.

 این خاندان با استفاده ازفرصت بحران آفرینی نموده وزمینه های  با ایجاد کردن منازعات وچالشها دربین اقوام مختلف، مرتکب جنایات زیادی شدند که در نهایت با افشای این جنایات درهمکاری عده از روشنفکران وتحصیلکردگان زمینه محاکمه آنها مساعد گردید .  درنتیجه روانه زندان گردیدند. جامعه دریک مدت کوتاهی به دلیل نبود فزیکی شان تغییرات جدی در سیستم رهبری ، مدیریتی وبرنامه های آنها صدمه بزرگ را متقبل وجامعه هزاره های اسماعیلی در خلای حاکمیت ورهبری این خانواده قرار گرفت. روشنفکران با استفاده این فرصت پیش آمده فعالیت های مؤثر برای بیداری و آگاهی دهی جامعه وایجاد درک عمیق از اهداف و عملکردهای جنایتکارانه واستخباراتی این خانوادهدرمراحل مختلف دست به مقاومت وایستادگی زدند.

این خانواده با درک شرایط برای مدیریت جامعه دوباره دست به نهادسازی مختلف زدند. با تاسیس ده ها نهاد سیاسی  ، اجتماعی ، نظامی ،  اقتصادی  وفرهنگی برای سو استفاده های نامشروع و ناجایز خویش مثل همیش همه اعمال جنایتکارانه شانرا بدوش نهادهای مربوط با مهارت های استخباراتی فعالیت های خویشرا با درنظرداشت شرایط بحرانی جنگ ومنازعه بیشترین استفاده را درتبانی با افراد واشخاص قدرتمند دولتی وغیر دولتی شریک جنایات شان بوسیله نهاد های رسمی تحت پوشش قرارمیدادند.و با بهره برداری از موقف سیاسی و نظامی خویش درهمکاری با مهره های داخل دولت  نهاد های مختلف را ایجاد نمودند تا بتوانند از این نهاد ها استفاده های ابزاری نمایند .که قرار ذیل به تشریح میگیریم :

اول : دربخش نظامی و امنیتی  :

 ۱. ایجاد فرقه هشتاد قومی در ولایت بغلان  .

۲.ایجاد غندها وکندک های قومی درشهر کابل و ولایات مختلف دیگر .

۳.مفرزه های استخباراتی امنیتی ملی در ولایات مختلف.

 ۴. ایجاد قطعات اربکی قومی در ولایات مختلف.

 ۵. ایجاد گروپ های نظامی تحت عنوان خیزش مردمی درولایات .

 چنانچه همه میدانند هدف دوم آنها ایجاد این گونه گروه های مسلح به شکل تخیلی جهت سوئ استفاده مالی با شراکت وهمدستی مسئولین دولتی  ایجاد میگردید.

دوم : دربخشی سیاسی :

 ۱. حزب پیوند ملی که کاملآ خلاف قانون احزاب آن زمان بود . که از نظر جغرافیایی در چندین ولایت معین دفتر ایجاد مینمود ولی حضور فزیکی نداشتند . به این اساس دریک معامله تقلبی حزب شان ایجاد گردید‌.

 ۲. سازمان جوانان حزب پیوند ملی.

۳.ایجاد ائتلاف های سیاسی معامله گرایانه  با احزاب سیاسی جهادی با حزب جمیعت اسلامی وحزب جنبش ملی و….. وغیر .

سوم : دربخشی اجتماعی :

۱.شورای اجتماعی مردمی اسماعیلیان افغانستان.

۲.شورای های فرعی درچند ولایت بغلان ، بامیان و سمنگان .

چهارم  :دربخشی اقتصادی :

 ۱. شرکت تجارتی صدف .

 ۲. شرکت فروشات فایننس .

 ۳. شرکت های مختلف مختلط ساختمانی  مانند:  نور ، سعادت …..وغیره

۴‌. شرکت های مختلط دیگر برای سوی استفاده های ‌مالی با زورمندان.

پنجم : دربخشی فرهنگی :

 ۱. بنیادی فرهنگی ناصر خسرو .

۲.انجمن سید نادرکیانی .

۳.دارالعلوم سیدمنصور نادری.

درنتیجه این خاندان با ایجاد این چنین نهاد ها جهت سو استفاده های شخصی وخانوادگی خویش بمنظور رسیدن به اهداف شوم وجنایتکارانه شان تلاشهای ذیل را می‌نمایند:

۱.به هدف تحکیم جایگاهی سیاسی ، بحیث قدرت نظامی ،  اجتماعی وحفظ حاکمیت شخصی و خانوادگی خویش در جمع جنگ سالاران مستبد وجنایتکاران دیگر .

 ۲. بمنظور بدست آوردن سرمایه و ثروت بیشتر از منابع مختلف.

۳‌. به هدف ایجاد بد امنی وایجاد بیشتر بحران وسوی استفاده از چنین فضای نامناسب جنگ وبحران . ‌

 ۴. به هدف توطیه و ازبین بردن نخبگان جامعه ومخالفین تفکرات خرافاتی غیر اسلامی خویش با استفاده از قدرت نظامی ، سیاسی وارتباطات استخباراتی در ایجاد فضای مناسب بحرانی جهت رسیدن به این اهداف.

۵.به هدف ایجاد فضای ترس و وحشت در روح و روان جامعه و به نمایش گذاشتن زور وهیبت قدرت غول آسای نظامی جهت هراس افگنی ، ترس ، تسلیم شدن بدون قید وشرط و تطمیع  افراد مخالف  .

 ۶. به منظور پنهان نمودن چهره تقلبی خرافاتی وجنایتکارانه شان تحت پوشش  یک خانواده گویا روحانی و فرهنگی به شیوه حیله گرانه در بازی های بزرگ سیاسی واستخباراتی دربین جوامع دیگر .

 ۷. به هدف پوشش اجرای اعمال جنایتکارانه شان تحت عنوان نهاد های رسمی ، پنهانکاری و فرار از بار مسئولیت هر گونه اعمال شوم شان در ذهنیت  عام جامعه. 

درپایان به این نتیجه میرسیم که خاندان  کیانی-نادری با مهارت وتجاروب کافی استخباراتی در اجرای همه انواع اعمال جنایتکارانه وتوطیه گری ها نسبت به هرکسی دیگر دست بالا داشته و سیستم نهاد سازی ها را بحیث یک هدف اساسی واستراتیژیک خویش جهت سؤ استفاده های مؤثر از فضای موجود ، فرار از بار مسئولیت ها ، استفاده های بزرگ مالی وحفظ قدرت وحاکمیت شان در رقابت با رقبای سیاسی ونظامی شان برنامه ریزی می‌نمایند.

                 والسلام .

Share.
Leave A Reply