پیشنهاد رئیس جمهور ایالات متحده نشان دهنده گسترش ریشه ای سیاست هایی است که فلسطینیان را از توانایی تعیین آینده شان محروم می کند.
نویسنده: ریچاد فالک
ریچارد فالک، استاد بازنشسته حقوق بین الملل در دانشگاه پرینستون، گزارشگر سابق شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در سرزمین های اشغالی فلسطین
برگرداننده: پیام عدالت
خبرگزاری آنادولو یک خبرگزاری دولتی است که دفتر مرکزی آن در آنکارا، ترکیه قرار دارد. این خبرگزاری این مقاله تحلیلی را بتارخ 13 مارچ سال جاری به زبان روسی نشر کرده است که پیام عدالت آنرا از روسی به فارسی برگردان کرده است. 
استانبول
ریچارد فالک، استاد بازنشسته حقوق بین‌الملل در دانشگاه پرینستون و گزارشگر ویژه سابق سازمان ملل در مورد وضعیت حقوق بشر در سرزمین‌های اشغالی فلسطین، مقاله‌ای تحلیلی برای آنادولی نوشت و در آن درباره شکست طرح دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا برای نوار غزه صحبت کرد.
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، با طرح خود برای بازسازی و توسعه غزه «پس از نسل‌کشی» همه جهان را متحیر کرد. «ویژگی‌های» اصلی ابتکار رهبر آمریکا، انتقال اجباری جمعیت بازمانده فلسطینی به کشورهای همسایه و انتقال نوار غزه به کنترل ایالات متحده به منظور هماهنگ کردن کار بازسازی در مقیاس بزرگ توسط واشنگتن بود. در عین حال، بودجه این پروژه در طرح ترامپ عمدتاً به کشورهای عربی و در درجه اول به کشورهای ثروتمند خلیج فارس اختصاص یافته است.
این طرح در چهارم فوریه در کنفرانس مطبوعاتی مشترک ترامپ و بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل در واشنگتن اعلام شد. واکنش جامعه جهانی به ایده رئیس کاخ سفید عمدتاً شامل شوک بود و مطلوب نبود.
حتی اسرائیلی‌ها هم متحیر به نظر می‌رسیدند و نمی‌دانستند که چگونه به اظهارات ترامپ واکنش نشان دهند. نتانیاهو محتاطانه و تنها به طور گسترده از این طرح حمایت کرد. نخست‌وزیر اسرائیل قاطعانه تنها بحث‌برانگیزترین بخش این طرح را تأیید کرد که خواستار پاکسازی قومی کل جمعیت فلسطینی غزه است که در حال حاضر بیش از 2 میلیون نفر هستند.
اسرائیل تاکنون از پاسخ رسمی به جنبه‌های این طرح، یعنی چشم‌انداز «ریویرای خاورمیانه‌ای» و تسلط آمریکا بر سرزمین‌هایی که هیچ رابطه قبلی یا فعلی با آن‌ها ندارد، خودداری کرده است.
بخش انتقال جمعیت، طرح نه تنها از سوی فلسطینی ها، بلکه از سوی فعالان حقوق بشر و دولت های سراسر جهان مخالفت های شدیدی را به همراه داشته است. توجیهات ترامپ و حامیانش، در قالب اظهارات مصرانه مبنی بر اینکه «هیچ چیز قبلاً جواب نداده است، پس وقت آن رسیده که چیز متفاوتی را امتحان کنیم» نیز قانع کننده به نظر نمی رسید.
این پیشنهاد مضحک و یک جانبه که منافع اسرائیل را تامین می کند، با هدف بیشترین کاهش جمعیت سرزمین های اشغالی فلسطین از زمان (فاجعه) 1948 انجام شده است. سپس بیش از 750 هزار فلسطینی با ارعاب مجبور به ترک خانه های خود شدند.  آنها متعاقبا متوجه شدند که شهرک هایشان تخریب شده و حق بازگشت آنها توسط قوانین بین المللی برای مدت نامحدود انکار شده است.
پیشنهاد ترامپ بیانگر گسترش رادیکال سیاست هایی است که فلسطینیان را از توانایی تعیین آینده خود به عنوان یک مردم یا یک ملت محروم می کند. ابتکار کاخ سفید یک امتیاز امپراتوری و یادآوری است که شرق‌شناسی تا قرن بیست و یکم ادامه دارد و شکل ایده برتری حکومت تمدنی غربی و توانایی کارآفرینی در حل مشکلات جهان را به خود می‌گیرد. ترامپ نه تنها این رویکرد را زیر سوال نمی برد، بلکه بدون مشورت با رهبران فلسطینی یا مشورت گرفتن از کارشناسان عرب یا ترک عمل می کند.
در بهترین حالت، این طرح را می توان بازتابی از وسواس ترامپ در معامله در روابط بین الملل دانست. شاید هدف از پیشنهاد "ریویرا" فلسطین تشویق سایر بازیگران سیاسی برای ارائه طرح های جایگزین خود باشد. در واقع، در پس زمینه رویدادهای اخیر، کشورهای حوزه خلیج فارس موضوع غزه را در راس برنامه خود قرار داده اند.
طرح ترامپ مصونیت کامل اسرائیل از تعقیب کیفری را فراهم می کند. یکی دیگر از جنبه های نگران کننده این طرح این است که هیچ اشاره ای به تعهد اسرائیل برای مشارکت در بازسازی غزه یا پرداخت غرامت نمی کند. بر اساس این طرح، رهبران اسرائیل در قبال نسل کشی و جنایات مرتبط با آن پاسخگو نیستند و قربانیان جنایات اسرائیل به جای خود عاملان، مجبور به پرداخت هزینه این جنایات هستند. این بی عدالتی که بیش از یک قرن است بر مردم فلسطین تحمیل شده است را بیشتر می کند.
*نظر نویسنده ممکن است با خط مشی تحریریه خبرگزاری آنادولو مطابقت نداشته باشد.
Share.
Leave A Reply